بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )

119

عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )

در يكى از شهرهاى هندوستان دو مردى را ديدم ( كه به طرز عجيبى خودكشى كردند ) « 1 » هريك از آن دو گودالى را براى خود پهلوى يك ديگر كندند و خود در ميان آن ايستاده آن را از پهن خشك مملو ساختند و از زير بر آن آتش زدند ، در همان حال تخته نردى به روى زمين ميان دو گودال قرار داده به نرد باختن و آواز خواندن و جويدن تانبول Betel سرگرم شدند و در هيچكدام تغيير حالتى مشاهده نمىشد و ابدا اظهار رنج و تعب نمىكردند تا آنكه كم‌كم آتش از زير به بالا نفوذ كرد و تا قلب آنها رسيد و هر دو مردند . همان شخص مىگفت : به خاطر ندارم كه راوى گفت در همان روز اول آن دو مرد در ميان آتش جان دادند يا آنكه تا روز بعد همچنان مشغول نرد باختن بودند تا آتش تمام بدن آنها را فراگرفت و مردند . [ داستان شمارهء ] : 97 عبد الواحد پسر عبد الرحمن از اهالى فسا و برادرزادهء ابى حاتم فسوى كه سالهاى زياد در درياها سفر كرده بود براى من چنين حكايت كرد : هنديها موى سر خود را به قسمى تربيت مىكردند كه راست ايستاده و مانند كلاه بر روى سرشان قرار داشت و شمشيرهاى آنها نيز راست و مستقيم بود . زمانى بين دو طايفه از آنها نزاع درگرفت يك طايفه بر طايفهء ديگر غالب شد ، دستهء غالب طرف مغلوب را ملتزم ساختند كه از آن تاريخ به بعد موى سر خود را در برابر موى سر فاتحين به حال سجود درآورند و شمشيرهاى خود را نيز در مقابل شمشير آنان به حال ركوع

--> ( 1 ) - جملهء بين الهلالين را متن عربى فاقد بود و به جاى آن نقطه‌گذارى شده ولى در ترجمه فرانسه بدان طريق آمده است .